فرزندم به “نه” گفتن من توجه نمی‌کند!

توضیحات:

  • به نام خدا

    “ دکتر لورا – من از آن دسته والدین ‘بشمار ۳ و پریدن و عجله کردن‘ نیستم. من خودم به این شیوه بزرگ شدم و این مسئله همیشه دربردارنده تهدید و خشونت است. اما من هم می‌خواهم که کودکانم به حرف‌هایم گوش دهند، و پاسخ “ نه“ برای سوالاتشان را بپذیرند. برای مثال، زمانی که می‌گویم ‘زمان نظافت است‘ ایشان حرف مرا نشنیده می‌گیرند مگر اینکه فریاد بکشم. راز این مسئله چیست؟“

    در پست من در مورد فرمانبرداری: چرا باید پنج مرتبه یک چیز را تکرار کنیم؟ ما به دنبال این بودیم که چرا کودکان فورا درخواست‌ها را زمانی که از ایشان کاری خواسته می‌شود نمی‌پذیرند و شروع به انجام آن خواسته نمی‌کنند؟ بسیاری از والدین به من گفتند که این پست به ایشان کمک کرده تا نزاع و مشکل را از دیدگاه کودکشان بفهمند، که دست‌یابی به زمینه مشترک و همکاری بیشتر را امکان پذیر ساخته است. مانند همیشه، برخی پدر مادرها از خشونت بیشتر دفاع کردند: “ پدر و مادر ها فقط باید یاد بگیرند نه بگویند و از آن نه با تنبیه پشتیبانی کنند!“ اما بسیاری از پدر و مادرهایی که پایبند و معتقد به راهنمایی‌های با عشق و علاقه هستند، نمی‌دانند که “ چگونه می‌توانم نه خود را تحمیل کنیم بدون اینکه به تهدید تن بدهم؟“

    البته این همان سوال میلیون دلاری است. تمام والدین می‌خواهند کودکانشان به راحتی حرف ایشان را زمانی که از ایشان می‌خواهند کاری انجام دهند بر بتابند، و زمانی که به ایشان نه بگوییم بدون غر زدن پاسخ ما را بپذیرند. نمی‌خواهیم در این زمینه ظالم باشیم. اما نیاز داریم که در این زمینه با ما همکاری کنند!

    خوشبختانه، در واقع امکان‌پذیر است کاری کنیم که کودکان بخواهند همکاری کنند، بدون اینکه تن به فریاد کشیدن، تهدید و یا خشونت بدهیم. راز آن چیست؟ 

    کودکان تنها به خاطر جایگاهی که ما برای ایشان داریم به ما گوش می‌دهند.

    نفوذ ما بسته به رابطه آن‌ها و ارتباط آن‌ها با ما دارد. اگر کودک شما به شما گوش نمی‌دهد، هشیارانه با او رابطه برقرار کنید. روابط خود را تقویت کنید.

    به دنبال هر موقعیت باشید هم‌دلی کنید و احساس ایشان را بفهمید، به ویژه زمانی که حد و حدودی در نظر می‌گیرید.

    “این خیلی جالب به نظر می‌رسد… دوست داری با کامیون اسباب‌بازی خودت دور خانه مسابقه بدهی… و من نگران این هستم که اینگونه تصادف کردن با ماشینت دیوار را خط خطی کند، پس باید یک محل امن برای بازی پیدا کنیم.“

    روزانه با هر کودکتان به مدت حداقل ۱۵ دقیقه به صورت رو در رو زمان خاص داشته باشید تا با ایشان ارتباط برقرار کنید.

    هر روز با بازی‌های پر سر و صدا با کودکتان او را بخندانید.

    از اشک‌های او زمانی که نیاز به گریه دارد استقبال کنید، حتی اگر بخاطر نه گفتن شما باشد.

    طی یک هفته انجام دادن این موارد بر روی ارتباط برقرار کردن تمرکز کنید، خواهید دید که کودکتان توجه بیشتری به خواسته‌های شما برای همکاری نشان خواهد داد.

    کودکان دستورات و راهبردهای شما را زمانی که یک امر روتین و همیشگی باشد می‌پذیرند.

    …چون این دقیقا شیوه زندگی است.

    “ ما همیشه اسباب‌بازی‌ها را قبل از شام مرتب می‌کنیم. بیا، بیا با هم این کار را بکنیم. می‌تونیم از این کار لذت ببریم.“

    اگر این کار جواب نداد، از حس شوخ طبعی خود استفاده کنید و سعی کنید هر دفعه یک چیز را به او بدهید تا در قفسه قرار دهد.

    کودکان شاید از نه گفتن و این قوانین خوششان نیاید، اما اگر با خوش‌رویی بر آن‌ها اصرار کنیم، این‌ها به عادت تبدیل می‌شوند، مانند شستن دست‌ها بعد از دست‌شویی، و یا انجام تکالیف قبل از بازی کردن. اگر این کار را لذت‌بخش کنید، خیلی سریع‌تر به عادت تبدیل می‌شوند.

    کودکان زمانی که به طور تجربی دریابند که حدود محکم هستند، درخواست‌های ما را می‌پذیرند.

    اگر کودکان یاد بگیرند که همیشه می‌توانند حدود ما را تغییر داده و تنظیم کنند، به طور طبیعی همیشه سعی خواهند کرد که آن‌ها را به چالش بکشند. به این معنی نیست که نمی‌توانید به درخواست‌های ایشان گوش کنید و یا اینکه تجدید نظر کنید. (شما می‌خواهید آن‌ها در یافتن راه‌حل برد/برد مهارت پیدا کنند.) اما زمانی که تصمیم خود را گرفتید، مهربان اما قاطع باشید. به شیوه مهربان و شوخ وارد فضای آن‌ها شوید، به گونه‌ای که نادیدن شما برای ایشان گزینه نباشد.

    “ هی، صدامو نمیشنوی؟ زمان مرتب کردنه. به هم نشون بده که چطوری اون ماشین اسباب بازی رو به قفسه اسباب بازی‌ها می‌رونی.“

    زمانی که خواسته‌های کودکان را می‌پذیریم، ایشان نیز حدود ما را می‌پذیرند، و عصبانیت، ناراحتی و نا امیدی ایشان در مورد حدود ما را بهتر قبول می‌کنند.

    لازم نیست که حتما حدود ما را دوست داشته باشند، آن‌ها فقط باید از حدود پیروی کنند. زمانی که ایشان خواسته‌هایشان و ناراحتی‌هایشان را ابراز می‌کنند، راحت‌تر می‌توانند حدود را بپذیرند و پیش بروند.

    “تو می‌خواهی ۱۰ ساعت دیگر بازی کنی، درسته؟ می‌خواهی که تمام شب را بازی کنی. می‌دانم که سخت است که بازی را تمام کرده و همه جا را تمیز و مرتب کنی. می خواهی ضمن مرتب کردن زیر زبانی غر بزنی تا بدانم که چه قدر ناراحت هستی؟ باشه! بیا ضمن برگرداندن حیوانات اسباب بازی‌ به قفسه مسابقه غر زدن راه بندازیم. این پاندا با رفتن به قفسه صدای غر زدن بلندی از خودش در می آورد!“

    کودکان درخواست های ما را زمانی که حس نمی‌کنند وادار به کاری شده‌اند بهتر می‌پذیرند.

    از شروع یک جنگ قدرت‌ اجتناب کنید. سعی کنید یک راه برای حق انتخاب دادن و اختیار به کودکتان بدهید.

    “ اکنون زمان مرتب کردن است. می توانی یک گزینه را انتخاب کنی. آیا می‌خواهی ماشین‌هایت را به داخل جعبه‌هایشان برانی، یا می‌خواهی آن‌ها را مانند هواپیما پرواز دهی و وارد جعبه کنی؟“

    کودکان درخواست ما را بهتر می پذیرند اگر آن‌ها را به چیزهای جذاب و خنده دار تبدیل کنیم.

    شما می‌توانید از هر چیزی یک بازی درست کنید، و هیچ کودکی نمی‌تواند دعوت به یک بازی را رد کند. بگذارید کامیون‌ها برای رفتن به درون جعبه مسابقه برگزار کنند. در مورد اینکه چه کسی سریع‌تر مرتب‌سازی را انجام می‌دهد یک مسابقه بگذارید. وانمود کنید شما نفر ضعیف‌تر هستید. ضمن تمیز کردن یک داستان در مورد کودکی که از تمیز کردن متنفر بود تعریف کنید. آیا می‌توانید هر دفعه این کار را انجام دهید؟ خیر، مگر اینکه شما یک چیز فرا انسانی باشید. هر پدر و مادری روزهایی دارند که خیلی خسته هستند و نمی‌توانند چیزهای خنده‌داری تعریف کنند. اما اگر بتوانید زمانی که انرژی دارید این کار را انجام دهید، تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد.

    کودکان زمانی درخواست ما را می‌پذیرند که متناسب سن ایشان باشد.

    بیشتر بچه‌های پنج ساله نمی‌توانند خودشان به تنهایی تمیز سازی و مرتب کردن را انجام دهند. حتی اگر فکر می‌کنید او “ باید“ بداند چگونه این کار را انجام دهد، به کمک شما برای انجام و ثبات بر روی این کار نیاز دارد. زمانی که با کودکانمان بارها و بارها مرتب‌سازی می‌کنیم، و آن را لذت بخش می‌سازیم، ایشان در نهایت یاد می‌گیرند از مرتب کردن جایشان لذت ببرند. اما معمولا برای کودکان کوچک‌تر، تنها لذت مرتب کردن ارتباط برقرارکردن با پدر و مادرشان است – پس بیشترین بهره را از آن ارتباط برای القاء کردن مرتب‌سازی ببرید.

    کودکان درخواست ما را می‌پذیرند زمانی که می‌بینند به خوش حالی آن‌ها بها می‌دهیم.

    “ می‌دانم که دوست نداری این برجی که برای ساخت آن کلی زحمت کشیدی را خراب کنی. ما معمولا همه چیز را شب‌ها مرتب می‌کنیم، اما بگذار برج تو را خراب نکنیم تا از آن لذت ببری. و اگر بقیه مرتب‌سازی را سریع انجام دهیم، زمان بیشتری برای یک داستان اضافه خواهیم داشت.“

    کودکان درخواست‌ها و راهنمایی‌های ما را خواهند پذیرفت چون به ما اعتماد دارند که قوانینی ایجاد می‌کنیم که به نفع آن‌ها هستند.

    این اعتماد بر مبنای تعامل هر روزه ما با آن‌ها ایجاد می شود.

    “ ما مرتب‌سازی می‌کنیم تا اشتباهی پایمان بر روی اسباب بازی‌ها نرود و آن‌ها را نشکنیم و یک فضای مرتب برای بازی فردا داشته باشیم.“

    کودکان نه ما را می‌پذیرند چون بله عمیق‌تر ما را حس می‌کنند.

    کودکان تقریبا تمام درخواست‌های ما را می‌پذیرند اگر آن‌ها را با قلبی مهربان از کودکان بخواهیم. سعی کنید یک راه برای گفتن بله بجای نه پیدا کنید حتی زمانی که حدود خود را اعمال می‌کنید.

    “ بله، زمان مرتب سازی فرا رسیده است، بله من به تو کمک می‌کنم و بله می‌توانیم برج تو را سرپا نگاه داریم و بله می‌توانی در مورد آن غر بزنی و بله اگر عجله کنیم می‌توانیم یک داستان اضافی بخوانیم و بله می‌توانیم از این کار لذت ببریم و بله من تو را ستایش می کنم و بله من چقدر خوش شانس هستم که پدر یا مادر تو ام؟ بله!“

    بنابراین شاید بزرگترین راز در مورد نه گفتن این است که شما می‌توانید آن را با آنچه نویسنده معروف اسکات نول “بله! انرژی“ نامیده است بگویید. زمانی که بتوانید به وضوح نه بگویید، اما با تمام گرمی و احساساتی که نسبت به کودکتان دارید و یک بله بزرگ‌تر درون آن است، یک بله به کودکتان بگویید. این تایید بزرگتر است. این بله را کودکتان احساس می‌کند و به آن پاسخ می‌دهد و به او کمک می‌کند نه شما را بپذیرد. کودک شما با سخاوت روحی که متناسب سخاوت شما است به شما پاسخ می‌دهد. 


  • تهیه و تنظیم توسط نگین شهر اصفهان
    تماس : 09131689948
    انتشار مطلب در :